تبلیغات
یاس دلتنگ

یاس دلتنگ

گلای یاس تو گلدون بوی عطر تن تو میده عزیز
سیب سرخ سال نو با آب بارون شد تمیز
خدایا شکرت عجب بارونی بارید سال نو
لبای بسته ما ،دوباره خندید سال نو
راستی چی شد چجوری شد قولای اول بهار
جای قدمهام گل ریخت از کوچمون هزار هزار
قول دادی منو نرنجونی پای قرارات بمونی
راستی اجازه هس بیام تو قلب تو باز مهمونی
راستی اگر رفتی سفر لیلیتو از یاد نبری
نگیری واسه این دلت از غریبه ،دلبری
یادت باشه فقط تویی عزیز و دردونه ی من
اونقده عاشقت کنم که بشی دیوونه من
راستی دوباره این دلم بارون نم نم و میخاد
اگه نباشی عزیزم ،این دل من غم و می خواد
بازم می خوام اردیبهشت بیاد و جشنی بگیرم
واسه روز تولدت کیک و شیرینی بگیرم
راستی بدون ،عزیز بودی،عزیزتر از جونم شدی
بوی گل یاس اومد وقتی تو هم خونم شدی
از سر کوچه تا حیاط می بوسیدم جای پاهات
وقتی نگام می کردی ،وای می کشتی با ناز نگات
بیاد بیار وقتی صدام کردی عزیز تویی همه دقایقم
شدم محو تماشات وقتی شدی تو عاشقم
من معشوق و تو معشوق،هردوتامون عاشقیم
می خوام به یاس بگم که ما هر دوتامون صادقیم
راستی یادت میاد تو کودکی می کردی خاک بازی؟
نکن با دل عاشق سینه چاک،بازی
تو بچگی خیلی شیطون بودی می دونستی اینو؟
چه راحت این قلب و ربودی می دونستی اینو؟
بارون امسال حسابی لباسات و خیس کرد
دفتر قلبتو،چه عالی پاک نویس کرد
من و آسون،اقاقی ،گای یاس و ستاره
همه مون می خوایم بگیم دوتا چشمات بی قراره
دوباره دلم شده تنگ واسه دعوا و آشتی کردنات
میزنی لبخند و میگی که الهی من فدات
دل من مثه نگینه ،دل تو انگشتره
عزیزم،خاطرات خوشمون یادت نره
ساده تر از ستاره ها برق چشمات و خوندم
تو خیلی مهربونی همینه باتو موندم
شیرین واسه فرهادش اینجوری شعر نمی گفت
ببین رو لبام دوباره گل خنده شکفت
راستی میدونی شعر من ارزونی چشاته
تا جون دارم این دل من اسیر خنده هاته
جون گلای یاسم و اقاقی و شاپرک
می خوام بگم جلو جلو "تولدت مبارک"






نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین 1388 ساعت 02:01 ب.ظ توسط یاس دلتنگ نظرات | |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس